دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

رویکرد واقع گرا به مواجهه اسلام با تکنولوژی

fff

متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی در مراسم اختتامیه همایش ملی فرهنگ و تکنولوژی، دانشگاه صنعتی شریف، مورخ 22/2/93

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین

سلام عرض می کنم خدمت شما عزیزان و تشکر می کنم از اندیشکده مهاجر و سایر دوستانی که در دانشگاه صنعتی شریف مقدمات برپایی این همایش را فراهم نمودند. به دلیل فرصت کمی که در اختیار دارم، تلاش می کنم خیلی فشرده به چند نکته مهم با عنوان کلی «رویکرد واقع گرا به مواجهه اسلام با تکنولوژی» اشاره نمایم. البته مطالب باید در جای خود و در زمانی وسیع، مورد مباحثه دقیق قرار گیرد.

ابتدا به عنوان مقدمه، باید عرض کنم که ما حداقل از سه زاویه عمده می توانیم به موضوع فرهنگ وتکنولوژی بپردازیم؛ یک زاویه، نقشی است که فرهنگ، بالمعنی الاعم، در شکل گیری تکنولوژی می تواند داشته باشد. دومین زاویه، نقشی است که تکنولوژی می تواند در گسترش فرهنگ داشته باشد؛ و سومین زاویه، فرهنگی است که برای کاربرد عمومی و صحیح انواع تکنولوژی باید در جامعه اشاعه پیدا کند. بنده سعی می کنم در این فرصت، عمدتاً حول زاویه اول نکاتی را بیان کنم.

رشد چشم گیر علم و تکنولوژی، یکی از آیات روشن الهی است

قبل از ورود به بحث، مایلم این مطلب را نیز به عنوان مقدمه خدمتتان عرض کنم که اولاً علم و تکنولوژی از همدیگر قابل تفکیک نیستند. چه بسا بتوان گفت که تکنولوژی مولود علم است. لذا بنده گاهی این دو را با هم ذکر می کنم. ثانیاً. اسلام، هیچ مشکلی با رشد چشم گیر علم و تکنولوژی ندارد. به بیان دیگر، اینگونه نیست که رشد علم و تکنولوژی، مادام که صحیح باشد و به زندگی فردی و جمعی انسان ها لطمه ای وارد نکند، تعارضی با باورهای دینی پیدا کند. اصولاً از منظر اسلام، پیشرفت انسان در حوزه علم و تکنولوژی، در هر حدّ و اندازه ای، آن هم با هدف دست یابی به زندگی مطلوب، خودش یکی از آیات روشن الهی است. بنابراین، هرقدر که علم و تکنولوژی در جهان بیشتر رشد می کند، بر خلاف آنچه که در بعضی ادیان الهیِ تحریف شده مطرح می شود، امکان تقویت ایمان انسان مسلمان، بیشتر فراهم خواهد شد.

علم و تکنولوژی نمی توانند درباره «هست ها و نیست ها» قضاوت کنند

نکته مهمی که باید مدّ نظر قرار گیرد، این است که علم و تکنولوژی حاصل روش شناسی تجربی هستند؛ بنابراین، از صلاحیت صدور حکمِ اعتقادی درباره هست ها و نیست ها برخوردار نیستند. با این وصف، بایدها و نبایدهای علم و تکنولوژی اولاً نسبی اند؛ یعنی ممکن است در مواردی ظنّ قوی به شمار آیند لکن هیچگاه به مقام قطع و یقین نمی رسند؛ ثانیاً قلمرو علم و تکنولوژی، عمدتاً مربوط به جنبه فیزیکی و مادی زندگی انسان است نه جنبه فرامادی و متافیزکی زندگی او؛ پس اساساً نمی توانند به مسائل متافیزیکی ورود کنند چه رسد به اینکه بخواهند درباره آن قضاوت قطعی هم داشته باشد. برای مثال، ممکن است انسان روز به روز در عرصه هوش مصنوعی به پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی بیشتری دست پیدا کند، ولیکن این پیشرفت ها از چنین صلاحیتی بهره مند نیست تا بخشی از باورهای انسان در قلمرو متافیزیک را انکار کند.

تکنولوژی، کپی برداری ضعیف و ناقص از نظام طبیعت است

انسان به ویژه طی یک سده گذشته، در عرصه تکنولوژی به پیشرفت های بزرگ و اعجاب آوری رسیده است اما وقتی به پیشرفت های تکنولوژیک نگاهی عمیق می اندازیم، چیزی فراتر از کپی برداری ضعیف و ناقص، آن هم از ذره ای ناچیز از نظام طبیعت، نمی بینیم؛ لذا جامعه انسانی باید بداند، علی رغم همه این پیشرفت ها، او در برابر خالق طبیعت و خودش، در شرایط فقر مطلق به سر می برد.

آیا می توان برای تکنولوژی «روح» قائل بود؟

مهم ترین سئوال در اینجا، سئوال از وجود روح برای تکنولوژی است. البته با برداشت های مختلفی که از وجود روح در اشیاء وجود دارد، هم می توان برای وجود روح در تکنولوژی جنبه حقیقی در نظر گرفت، و هم می توان برای آن جنبه اعتباری در نظر گرفت؛ لکن در هر حال باید توجه داشت، نمی شود از تأثیر فرهنگ، چه در ابعاد کلان مثل «جهان بینی»، و چه در ابعاد خُرد مثل ارزش های اخلاقی در عرصه سبک زندگی، صحبت به میان آورد، ولی به وجود روح در تکنولوژی قائل نبود. اینکه گفته می شود جهان بینی های متفاوت به تکنولوژی های متفاوت منجر می شود، یعنی اینکه تکنولوژی ابزار صرف نیست. بنده در اینجا تأملاتی داشته ام و گمان می کنم که هدف خالق اولیه ی یک تکنولوژی از ایجاد آن، که می تواند دلیلی برای غلبه یک کارکرد خاص از بین کارکردهای گوناگون در یک تکنولوژی هم به شمار بیاید، همان روح تکنولوژی است. با این فرض، اگر یک تکنولوژی با هدف یک کار ضداخلاقی بوجود آمد، کارکرد غالب در آن نیز با همان هدف هماهنگ است با این وجود، به سختی بتوان از آن تکنولوژی برای یک کار اخلاقی، یعنی صد در صد مخالف هدف خالق آن، بهره برد. بالاخره این تکنولوژی، مسائلی را بر استفاده کننده تحمیل می کند؛ البته ممکن است این مسائل از چشم استفاده کننده مخفی باشد اما خفا واقعیت را تغییر نمی دهد. با چنین نگاهی، می توان گفت، تکنولوژیِ برآمده از جهان بینی الحادی با تکنولوژی برآمده از جهان بینی الهی و اسلامی یکسان نیست.

با وجود اثر جهان بینی الحادی بر تکنولوژی، از آن می توان برای اهداف الهی بهره برد

من ابتدا سعی کردم اثر فرهنگ بر تکنولوژی را به زبان ساده بیان کنم و آن را اجتناب ناپذیر توصیف نمایم. بر این اساس، کسی نمی تواند از عرایض بنده به این جمعبندی برسد که فرهنگ، اثری در شکل گیری تکنولوژی نداشته است یا ندارد. با این وجود، می خواهم عرض کنم، رویکرد واقع بین اقتضا می کند، تا با تکنولوژی های برآمده از جهان بینی الحادی قهر نکنیم، و تمام سعی و تلاش خود را مصروف بهره برداری مناسب از این تکنولوژی ها به نفع اهداف الهی و اسلامی بکنیم. برای اینکه بتوان چنین رویکردی را رویکرد «واقع بین» توصیف کرد، دو دلیل ذکر می کنم. اولاً. به طور مبنایی، انسان، چه جهان بینی الهی داشته باشد و چه نداشته باشد، مفطور به فطرت الهی است و لذا محصول کار او عمدتاً به سمت «خیر» و «خوبی» تمایل دارد؛ نشانه بارز این مطلب هم این است که نزدیک به نود درصد از تکنولوژی های جهان متجدد، تکنولوژی هایی نیستند که مثلاً با هدف ضد اخلاقی بوجود آمده باشند. ثانیاً. تفاوت جهان بینی اسلامی و غیر اسلامی، موجب نمی شود تا مسلمانان در نوآوری های تکنولوژیکی خود، لزوماً مسیر صد در صد متمایزی را طی کنند یا به تکنولوژی های کاملاً متفاوتی- با آنچه امروز انسان مدرن به آن رسیده است-دست پیدا کنند. لذا عقل حکم می کند به جای پشت کردن به تکنولوژی های فعلی، در حد امکان و نه صد در صد، به اصلاح آنها مبادرت نمود.

اسلام از بدو تولد، نسبت به امضاء محصولات مفید و مثبت جهان کفر، ابایی نداشته است

شما اگر به تاریخ صدر اسلام یعنی عصر حضور معصوم (ع) نگاهی بیندازید، تایید خواهید کرد که اسلام، برخی از سنت ها اعم از رفتارها و روش های نسبتاً مثبت جهان کفر را امضاء نمود. یعنی ضمن اصلاح و تکمیل آن سنت ها، از آنها برای تحقق اهداف اسلامی بهره برد. امضاء این معدود سنت ها در اسلام، می تواند یک قاعده کلی در اختیار ما قرار دهد که تکنولوژی هایی که زیر چتر جهان بینی الهی و اسلامی شکل نگرفته اند، مادام که به طور نسبی به سمت خیر و خوبی گرایش داشته باشند، یا قابلیت چرخش به این سمت در آنها باشد، توأماً قابل اصلاح و بهره برداری می باشند.

فقدان یا ضعف فلسفه و علوم عقلی، زمینه ظهور تکنولوژی ستیزی را در بخشی از جامعه اسلامی فراهم می کند

حالا ممکن است سئوال بفرمایید چرا بعضی از طیف های اسلام گرا، منظور نخبگان، در بعضی از برهه های تاریخی و حتی الآن، بر روی تکنولوژی های جدید چه آن دسته از تکنولوژی هایی که در جامعه اسلامی و با جهان بینی الهی بوجود آمده اند و چه آن دسته از تکنولوژی هایی که در خارج از جامعه اسلامی و با جهان بینی غیر الهی بوجود آمده اند- به طور مطلق- خط بطلان کشیده اند چنانچه از رفتار آنها، نوعی مخالف اسلام با مطلق تکنولوژی برداشت شده است؟ پاسخ اجمالی بنده به این سئوال این است که، اگر از بین نخبگان دینی ما، فلسفه اسلامی منزوی شود و به آن، به چشم دشمن دین نگاه شود، مطمئناً باید منتظر ظهور انواع و اقسام کج فکری ها و جمودهای فکری بود و این، یکی از مصادیق کج فکری است. در حقیقت، فلسفه اسلامی است که به ما قدرت شناخت ماهیت و هویت تکنولوژی و سپس، تعیین نوع مواجهه با آن را می دهد.

غلبه کارکردی یک تکنولوژی در امور فاسد، یا تبدیل شدن آن به نماد فساد، مانع از بهره برداری از آن تکنولوژی در جامعه اسلامی می شود

نکته ظریف در اینجا، مربوط به آن دسته از تکنولوژی هایی است که غلبه کارکردی در امور منفی و مضر پیدا کرده اند و یا به هر دلیل به نماد فساد تبدیل شده اند. در این موارد، هرچند کارکرد مثبت هم برای آن تکنولوژی قابل فرض باشد و حتی نشانه های عینی هم برای آن وجود داشته باشد، لکن این موضوع، عقلاً و شرعاً مانع از بهره برداری انسان مسلمان و جامعه اسلامی از آن تکنولوژی می شود. برای مثال، می توان به حرمت شرعی استفاده از آن دسته از ابزارهای موسیقیایی اشاره داشت که غلبه کارکردی آنها به سمت مجالس لهو و لعب است و یا در بین ابزار آلات موسیقی، به نمادی برای یک رفتار غیراخلاقی و غیرشرعی بدل شده اند. به نظر می رسد، تبدیل این موضوع به یک قاعده، تکلیف انسان مسلمان و جامعه اسلامی را با بخشی از تکنولوژی ها، خصوصاً در عرصه فرهنگ و کار فرهنگی، روشن می کند.

تخریب محیط زیست، یکی از خط قرمزهای اسلام در تولید یا بهره برداری های تکنولوژیکی است

وقتی صحبت از فساد می کنیم، قطعاً تخریب محیط زیست و تضییع حقوق انسان ها و سایر موجودات این عالم اعم از نسل های فعلی و نسل های آینده نیز یکی از مصادیق بارز فساد است و لذا در اسلام، شکل گیری تکنولوژی های مخرب محیط زیست یا بهره برداری از این نوع از تکنولوژی ها مجاز نیست. طی چند دهه گذشته، شاهد تولد تکنولوژی های دوستدار محیط زیست بوده ایم. یعنی بشر با تولید تکنولوژی های موافق محیط زیست مشکلی ندارد ولیکن نظام سرمایه داری، به دلیل به خطرافتادن منافع خود به ویژه در زمینه پایان دادن به مصرف سوخت های فسیلی، مانع از رونق این نوع تکنولوژی ها در جهان شده است.

نوآوری های تکنولوژیکی در جهان اسلام، به بهره برداری از تکنولوژی های محصول غرب ترجیح دارد

اگر به اثر فرهنگ بر روی شکل گیری تکنولوژی قائل هستیم، باید به سمت تولید و نوآوری تکنولوژیک در جهان اسلام نیز حرکت کنیم ضمن آنکه این حرکت، منافاتی با رویکرد واقع بین در جهت اصلاح و بهره برداری از تکنولوژی های برآمده از جهان بینی غیر الهی ندارد بلکه قدرت جهان اسلام را برای ریل گذاری صحیح در جامعه آن هم بدون اثرپذیری از غیر، به نحو ممتازی افزایش خواهد داد. علاوه بر این، ما معتقدیم، جهان بینی الهی، به حرکت تولید و نوآوری تکنولوژیکی، سرعت و شتاب چشم گیری خواد داد و شاید این یکی از دلایل باز شدن دهها و بلکه صدها باب بسته از علم و به تبع آن، تکنولوژی، در دوران ظهور مهدی موعود (عج) به حساب آید.

امروز سلطه نظام سرمایه داری بر روی بخش مهمی از تکنولوژی ها، قابل انکار نیست

واقعیت این است که نظام سرمایه داری غرب، بر روی اغلب تکنولوژی ها تسلط کامل دارد؛ چه در حوزه تولید و نوآوری، و چه در حوزه بهره برداری؛ البته این تسلط، بر می گردد به نیاز حیاتی این نظام به توسعه مداوم و بدون مرز. به هرحال، محصول این تسلط، علاوه بر اینکه به قربانی شدن بخش مهمی از ارزش های والای اخلاقی بوسیله تکنولوژی ها منجر شده است، محیط زیست ما را نیز روز به روز آسیب زده تر از گذشته کرده است. در چنین شرایطی، ضرورت تلاش مسلمانان و جامعه اسلامی برای به راه انداختن حرکت قوی در تولید تکنولوژی های سالم و غیر مخرّب، و همچنین رخنه در سیستم های بهره برداری از تکنولوژی های برتر در جهان، به منظور شکستن این انحصار ناعادلانه، واضح تر خواهد بود.

جهانی شدن اسلامی، اهمیت نوآوری ها و اشراف تکنولوژیکی توسط مسلمانان را مضاعف ساخته است

روشن است که اسلام، یک دین جهانی است؛ یعنی، هم گسترۀ آن جهانی است و هم هر آنچه برای جهانی شدن نیاز دارد را بالقوه یا بالفعل در اختیار دارد. مهم ترین دارایی اسلام برای جهانی شدن، فرهنگ و اندیشه زنده و پویای اسلامی است که در واقع، نقش موتور محرکه اسلام را برای جهانی شدن ایفا می کند. موضوع مهمی که با بیان این مطلب قصد دارم به آن اشاره کنم، اهمیت فوق العاده دست یابی به انواع تکنولوژی های نو و یا اشراف بر روی تکنولوژی های موجود خصوصاً تکنولوژی فرهنگی در جهت جهانی شدن اسلام است. به بیان دیگر، ما، هم به تکنولوژی های تازه و کارآمد در عرصه فرهنگ نیاز داریم که باید قدرت تولید و نوآوری را در خودمان بوجود بیاوریم، و هم باید با رخنه هوشمند در تکنولوژی های فرهنگی موجود نظیر تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطاتی، از آنها به نفع بسط و رواج فرهنگ اسلامی در جهان و مقابله با هجمه فرهنگی غرب به خودمان استفاده نماییم.

تبدیل فرهنگ به یک کالا یا سرویس اقتصادی، یکی از تبعات شکل گیری تکنولوژی های فرهنگی در محیط نظام سرمایه داری است

همانطور که اشاره شد، طبیعی است که ما امروز در محیط نظام سرمایه داری، با گسترش تکنولوژی هایی روبرو هستیم که از آنها می توان به تکنولوژی فرهنگی تعبیر کرد. تکنولوژی فرهنگی، به تکنولوژی هایی اطلاق می شود که کارکرد آنها، عمدتاً تولید، بازتولید و یا عرضه فرهنگ است. اتفاقی که امروز در این تکنولوژی ها افتاده است، تبدیل فرهنگ به عنوان یک امر اقتصادیِ صرف، و ابزاری برای پول درآوردن است. در چنین شرایطی، می بینیم که روز به روز جنبه های ارزشی از ساحت فرهنگ رخت بر می بندد و لیبرالیسم اقتصادی قلمرو خود را به فرهنگ گسترش می دهد. بنابراین، اگر در گذشته فرهنگ نقش اکسیژن رایگان را برای روح آدمی بر عهده داشت که مانند اکسیژن موجود در هوا می بایست بدون هرگونه محدودیت، و به عنوان یکی از لوازم حیات در اختیار انسان قرار بگیرد، امروز فرهنگ کالایی است که صرفاً در ازای پرداخت پول به افراد تحویل می شود آن هم کالایی که با هدف سودآوری، روز به روز با طبع حیوانیِ انسان اُنس و الفت بیشتری پیدا می کند و انسان را بیش از پیش در قبال کمالات خود، در شرایط غفلت و خودفراموشی قرار می دهد. حال اگر فرض کنیم می خواهیم با انگیزه ای متفاوت با انگیزه نظام سرمایه داری به سمت تولید تکنولوژی فرهنگی حرکت کنیم، در اینصورت، تکنولوژی فرهنگی مثلاً شبکه اینترنت، چه تغییراتی نسبت به وضع الان خود پیدا می کرد؟ این یکی از سئوالات مهمی است که ما امروز در مواجهه با تولید تکنولوژی های فرهنگی از پایگاه اسلام با آن روبرو هستیم.

یکی از بیماری های جهان امروز، تکنولوژی زدگی است

باید توجه داشت که با وجود ثمرات غیرقابل انکار تکنولوژی در بهبود زندگی انسان، تکنولوژی با سبک زندگی پیوندی عمیق خورده است. شاید بتوان گفت، بخش عمده ای از تکنولوژی های رایج در دنیای امروز، هماهنگ با نیازها و اقتضائات شهرهای بزرگ، خصوصاً کلان شهرها به وجود آمده و سپس دائماً رشد کرده اند؛ این در حالی است که اصل توسعه شهرنشینی و ظهور کلان شهرها، از جهات فرهنگی محل تأمل جدی است. به بیان واضح تر، چه کسی گفته است، شهر نشینی و ترک افراطی زندگی در روستاها و شهرهای کوچک، برای انسان ها یک ارزش تلقی می شود؟ اگر پاسخ انسان به این سئوال این باشد که توسعه شهر نشینی و شکل گیری کلان شهرها لزوماً به نفع انسان نیست، در اینصورت، بسیاری از تکنولوژی ها نیز ارزش ( فایده ) ذاتی خود را از دست خواهند داد و نهایتاً می توان برای آنها ارزش عارضی و موقت قائل بود.

انسان مسلمان، مغلوب هر نوع تکنولوژی ای نمی شود

با رواج سبک زندگی غربی، تولید تکنولوژی یا استفاده از آن، در زندگی انسان ها به امری اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. لکن به نظر می رسد به همانگونه که به طور نسبی تغییر سبک زندگی ممکن است، تغییر خط تولید تکنولوژی به سمت تکنولوژی های غیرمخرب و یا تغییر در بهره برداری از تکنولوژی نیز ناممکن نیست. به بیان دیگر، استفاده از تکنولوژی های رایج اعم از مثبت و منفی یا پرفایده و کم فایده، سرنوشت محتوم بشر خصوصاً انسان مسلمان که بنای بر انتخابگری دارد، نیست.

باید همیشه در بهره برداری از تکنولوژی های پیشرفته، محتاط بود

هر تکنولوژی ای، در کنار فوائدی که برای آن متصور است، مضراتی نیز برای آن متصور است. البته در ارتباط با بعضی تکنولوژی های نوظهور، بشر تا سال های متمادی قادر به درک صحیح فوائد و مضرات آنها نیست و این امر، تدریجی و با پرداخت هزینه از سوی انسان و جامعه انسانی حاصل می شود. در چنین شرایطی، تبدیل استفاده از تکنولوژی های جدید به بخش جدایی ناپذیری از شخصیت انسان و جامعه انسانی، و دست زدن به قضاوت ارزشی درباره استفاده و یا عدم استفاده از آن، از منطق صحیحی پیروی نمی کند. امروز، مَثَل کسانی که بدون ارزیابی منطقی، آغوش خود را به سوی تکنولوژی های پیشرفته- خصوصاً در عرصه فرهنگ- باز می کنند، مَثَل آن منجّمی است که به قول سعدی، با آنکه به زعم خود، هفت آسمان را رصد می کند، جلوی پای خود را نمی بیند و به درون چاله می افتد. سعدی خطاب به این منجّم پرمدعا می گوید : تو که هفت آسمان را رصد می کنی، چطور شده است که حتی قادر به دیدن جلوی پای خود هم نیستی؟! عرض اصلی بنده در این قسمت پایانی از عرایضم، این است که استفاده شتاب زده و تمام عیار از یک تکنولوژی به ویژه زمانی که آن تکنولوژی فرهنگی است، لزوماً نشانه رشدیافتگی فرد و جامعه نیست.

همانطور که در آغاز سخن اشاره کردم، موضوع فرهنگ و تکنولوژی، از جمله موضوعاتی است که باید حول آن بحث های مفصلی شکل بگیرد، بدون آنکه از این بحث ها در کوتاه مدت انتظار نتیجه بخشی داشته باشیم. بنده در این جا، فقط سعی کردم ذهن ها را به سمت اندیشه ورزی بر روی یکسری مسائل سوق بدهم؛ خودم هم ادعا نمی کنم که پاسخ همه این مسائل را در اختیار دارم لکن به نظر می رسد، درکارهای مطالعاتی، طرح مسأله و صحبت درباره ابعاد و زوایای آن، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. امیدوارم این همایش ها فرصتی را فراهم کند تا کشور که مسائل تکنولوژی، مسائل مبتلابه آن است، سرمایه گذاری مطالعاتی مناسبی را بر روی موضوع ابعاد نظری تکنولوژی آغاز کند. از تصدیعی که دادم پوزش می طلبم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

1400083314

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

جمعیت و پیشرفت به سوی تمدن نوین اسلامی

jameeiat

بسم الله الرحمن الرحیم

 سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانیِ اسلامی صدرا

در همایش جمعیت و پیشرفت به سوی تمدن نوین اسلامی، قم- مدرسه عالی دارالشفاء، 4/7/92

امروز، موضوع جمعیت برای ما یک موضوع حیاتی و استراتژیک محسوب می شود. تأکیدات صریح و پی در پی رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه، از اهمیت فوق العاده این موضوع حکایت دارد. ما در یک برهه زمانی، لازم بود تا در جهت مصالح کشور سیاست کنترل جمعیت را تا دست‌یابی به یک هدف کمّی مشخص، اجرا کنیم اما با وجود تحقق این هدف تا سال 1372، به علت یک غفلت تلخ مدیریتی و نبود کنترل‌های لازم، به غلط، اجرای سیاست کنترل جمعیت را ادامه دادیم. البته مجامع بین‌المللی هم برای مدیران ما به خاطر جدیت و قاطعیت در اجرای این سیاست، کف و سوت می‌زدند و چه بسا می‌دانستند، ما به دست خودمان در حال درست کردن یک گرفتاری بزرگ برای کشورمان هستیم؛ گرفتاری‌ای که قطعاً امروز دشمن از آن خوشنود است.

بعضی‌ها نمی خواهند این مسأله را جدی بگیرند. باید از مسئولان بپرسیم، پس از شنیدن نخستین هشدار مقام معظم رهبری در این زمینه تا این تاریخ، چه کرده اند؟ اشتباه نکنید! ما معتقد نیستیم عادی شدن وضعیت کشور در موضوع جمعیت کار ساده ای است و ظرف 3-2 سال معجزه‌ای رخ خواهد داد. روشن است که اصلاح وضعیت، ابعاد گوناگون و پیچیده ای دارد و زمانبر است؛ اما مهم این است که ببینیم کار با نهایت پختگی و استحکام شروع شده و به طور قوی در حال پیش روی است. این روزها، اطلاعاتی منتشر می شود که حاکی از بی اعتنایی برخی دستگاه‌ها نظیر بخش‌هایی از وزارت بهداشت به این موضوع و اصرار بر تداوم سیاست‌های غلط قبلی است. بعضی از کارشناسان اعتقاد دارند، در سال‌های اخیر، نه تنها مصرف بودجه کنترل جمعیت در وزارت بهداشت کاهش نیافته، بلکه در سال گذشته افزایش هم یافته است. امیدواریم این اطلاعات اشتباه باشد و وزیر محترم بهداشت- که فرد متدین و دلسوزی هستند- توضیحاتی را ارائه کنند که نگرانی‌ها از عملکرد وزارت بهداشت در موضوع جمعیت رفع شود. آنچه مسلم است، جامعه پزشکی کشور، یک جامعه متدین و دلسوز است و به دلیل دلبستگی عمیقی که به سرنوشت کشور دارد، قطعاً به رسالت تاریخی خود در این زمینه عمل می کند و اجازه نمی دهد بعضی با افکار غلط و عقب مانده، مانع از تحقق این رسالت بشوند.

البته هنوز قانون سابق، یعنی قانون کنترل جمعیت لغو نشده است. واقعاً مجلس محترم چه توجیهی برای عدم لغو این قانون دارد؟ درخواست بسیاری از دلسوزان کشور از مجلس شورای اسلامی، لغو سریع این قانون و سرعت بخشیدن به بررسی و تصویب قانون جدید است؛ هرچند، همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی، سی ام تیرماه امسال در دیدار کارگزاران نظام فرمودند، پیش نویسی که برای قانون جدید تهیه شده است، پاسخگو نیست. برای عادی کردن شرایط و رفع معضل جمعیت، به قانون قوی تری نیاز داریم. قانون جدید جمعیت، باید علاوه بر جامعیت و واقع بینی، ضمانت های اجراییِ لازم را برای رسیدن به اهداف جدید پیش بینی کند و کشور را در یک زمانبندی مشخص به شرایط مطلوب برساند. به نظر ما، مجلس برای تهیه یک قانون پاسخگو برای افزایش جمعیت، می بایست از ظرفیت های علمی و کارشناسی حوزه های علمیه و دانشگاه ها استفاده نماید؛ به ویژه در حوزه علمیه قم این آمادگی برای کمک به مجلس شورای اسلامی کاملاً مشاهده می شود.

بعضی ها امروز شبهه سستی را مطرح می کنند. می گویند، تلاش جدی برای افزایش جمعیت، زمینه مرگ و میر مادران را فراهم می کند! این چه سخن پوچی است؟ هم اکنون به برکت انقلاب اسلامی، سطح بهداشت و سلامت زنان در ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای پیشرفته، سطح قابل قبولی است. نظام بهداشتی- درمانی ما از سلامت مادران به خوبی محافظت می کند. از طرف دیگر، چه کسی گفته زنان بیمار، و به طور کل، کسانی که از شرایط جسمی لازم برای فرزندآوری برخوردار نیستند تحت ریسک قرار خواهند گرفت؟ روشن است که سیاست جدید جمعیتی در ایران، یک سیاست صد در صد عقلانی است و برعکس آنچه بعضی القاء می کنند، می تواند به ارتقاء سلامت مادران کمک کند.

باید توجه داشت که عوامل گوناگونی در کاهش جمعیت موثر بوده است. از نظر ما، مهم ترین عامل، رواج سبک زندگی غربی در کشور- به ویژه طی دو دهه اخیر- است. آن نقطه کلیدی در سبک زندگی غربی که در موضوع کاهش جمعیت ایفای نقش می کند، تشویق انسان ها به عافیت طلبی و لذت جوییِ افراطی است. سبک زندگی غربی، جوانان ما را به تک فرزندی تشویق می کند چراکه تعدد فرزند را با عافیت طلبی و لذت جویی در تعارض می بیند. همین تک فرزندی، خانواده ها را با انواع مشکلات روانی و تربیتی روبرو کرده است. البته سبک زندگی غربی، کشورهای غربی را هم سالهاست با مشکل پیری جمعیت روبرو کرده است. بعضی از کشورهای اروپایی، در حالیکه ما را به کنترل جمعیت ترغیب می کنند، برای مقابله با پیری جمعیت، تدابیر دقیق و برنامه های مفصلی را پیش بینی کرده اند. بهرحال ما معتقدیم یکی از کارهای لازم در کشور ما برای اصلاح وضعیت جمعیت، مقابله فرهنگی با سبک زندگی غربی و در نقطه مقابل، اشاعه سبک زندگیِ مترقی اسلامی است.

خوب، این نشست ارزشمند در حوزه علمیه قم و با حضور جمعی از علماء و فضلای گرانقدر و طلاب عزیز که به امور تبلیغی اشتغال دارند برگزار شده است. علماء و روحانیون ما در طول تاریخ، همواره در جهت تحقق مصالح و منافع ملی تلاش کرده اند. اگر عمده روشنفکران غربزده در تاریخ معاصر ایران به ملت خیانت کرده اند و جاده صاف کن قدرت های سلطه گر غربی برای غارت منابع و تهاجم فرهنگی به ایران بوده اند، قاطبۀ روحانیت شیعه در ایران، مستمراً در جهت قطع دستان بیگانه از مقدرات کشور و حفظ استقلال و عزت مردم مسلمان ایران تلاش کرده و حتی در این راه، بسیاری به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند. اساساً، رمز پیوند ناگسستنی مردم ایران با علماء و حوزه های علمیه نیز به خاطر همین نقش برجسته ای است که روحانیت در ایران بر عهده داشته و انشاء الله خواهد داشت.

امروز کشور عزیز ما، یعنی قطب عالم تشیع و تنها پایگاه قدرتمند اهل بیت (ع) در جهان، با معضل کاهش جمعیت روبروست و طبیعی است که روحانیت نمی تواند بی تفاوت باشد. شک نباید کرد که در این موقعیت، فرزند آوری برای متدینین، وآنهایی که دغدغه دین و وطن دارند، یک تکلیف شرعی و ملی است. البته ممکن است تعدد فرزندآوری برای بعضی خانواده ها با دشواری هایی هم همراه باشد، اما روشن است که برای متدینین، تحمل این دشواری ها در جهت هدف مقدسی که قرار است به آن برسند، آسان است و خداوند هم «من حیث لا یحتسب» به آنها کمک می کند.

عزیزان، امروز توقع مشخص از روحانیون دلسوز این است که از تمام توان خود برای روشنگری در موضوع جمعیت، و تشویق مردم به فرزندآوری استفاده کنند. ما به یک نهضت روشنگری در این زمینه نیاز داریم. باید توجه داشت که جمعیت معقول، یکی از مولفه های قدرت محسوب می شود و اسلام هم این واقعیت را کاملاً تایید می کند. آمارهایی وجود دارد که حاکی است، از زمان طرح موضوع جمعیت از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی تا این تاریخ، جمعیت کشور با تغییرات مثبتی مواجه شده است. این آمارها امیدوار کننده است و نشان می دهد، اگر بخواهیم می توانیم به یاری خداوند متعال بر این معضل غلبه کنیم. در پایان، جا دارد از معاونت محترم تبلیغ و آموزش های کاربردی مرکز مدیریت حوزه های علمیه و همچنین شورای فرهنگی و اجتماعی زنان که بانی این نشست هستند سپاسگزاری نمایم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

توریسم با مدل غربی در ایران شانسی برای رشد ندارد

turismمشروح سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانیِ اسلامی صدرا در نخستین هم اندیشی میزبانی در سبک زندگی اسلامی، قم- مورخ 14/6/92

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه والسلام علی محمد و اله الطیبین الطاهرین.

مهم ترین هدف نظام جمهوری اسلامی، زمینه سازی برای شکل گیری تمدن نوین اسلامی است. مقام معظم رهبری، چهار مرحله عمده برای شکل گیری این تمدن معرفی می کنند، مرحله اول، انقلاب اسلامی که به لطف الهی محقق شد؛ مرحله دوم، تشکیل نظام اسلامی که تا حد زیادی به ثمر نشسته هرچند تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله دارد؛ مرحله سوم، تشکیل دولت اسلامی که تاکنون گام های خوبی برای آن برداشته شده و مرحله چهارم، ایجاد جامعه و کشور اسلامی که ما هم اکنون در این مرحله قرار داریم. باید توجه داشت که مهم ترین مشخصه جامعه اسلامی، جاری و ساری شدن سبک زندگی اسلامی در آن جامعه است. در حقیقت، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، اگر برای تمدن دو وجه سخت افزاری و نرم افزاری در نظر بگیریم، سبک زندگی اسلامی، وجه نرم افزاری این تمدن را تشکیل خواهد داد. در واقع، اگر جامعه ای بخواهد به پیشرفت همه جانبه دست پیدا کند، باید سبک زندگی مطلوب خودش را در رگ های آن جامعه جاری کند. ما هم که امروز به دنبال پیشرفت همه جانبه و البته جهشی و آن هم بر اساس الگوی اسلامی- ایرانی هستیم، باید ابتدا سبک زندگی اسلامی که به اعتقاد ما مترقی ترین سبک زندگی است و ما را به حیات طیبه مورد نظر قرآن می رساند، سامان دهیم و آنرا در رگ های جامعه خودمان جاری کنیم.

روشن است که سبک زندگی قلمرو وسیعی دارد و شامل صدها موضوع اصلی و فرعی است که مانند قطعات یک پازل بزرگ با یکدیگر ارتباط منطقی دارند. یکی از این موضوعات گردشگری است. همه تایید می کنند که کشور ما از استعداد تبدیل شدن به یکی از مهم ترین قطب های گردشگری در جهان برخوردار است. البته برخلاف تصور رایج، گسترش و تقویت گردشگری در ایران، مستلزم کنار گذاشتن سنت ها و ارزش های اسلامی نیست. اتفاقاً ما معتقدیم که مهم ترین مزیّت ایران در عرصه گردشگری همین سنت ها و ارزش های اسلامی است که قادر است طیف های وسیعی از گردشگران معنویت گرا در جهان را جذب کند. تاکید می کنم، کسانی که در ایران به دنبال توسعه صنعت توریسم هستند، می بایست توجه داشته باشند که توریسم با مدل غربی در ایران شانسی برای رشد ندارد؛ یعنی این نوع از توریسم که بخش های زیادی از آن در تضاد با فرهنگ دینی و ملی ماست، هیچوقت در ایران فراگیر نمی شود و رونق پیدا نمی کند؛ علت هم روشن است؛ مردم چنین توریسمی را برنمی تابند و در برابر گسترش آن مقاومت می کنند. در نقطه مقابل، گردشگری اسلامی در ایران که مدتی است مطرح شده، به شکل طبیعی از زمینه رشد بهره مند است و می تواند راه نجاتی برای رکود صنعت گردشگری در ایران به حساب آید. البته توجه به این نکته ضروری است که ما در گردشگری فقط به دنبال تولید ثروت نیستیم بلکه اثرگذاری فرهنگی و انتقال پیام اسلام ناب و انقلاب فی نفسه برای ما یک هدف مهم قلمداد می شود، ضمن آنکه با تولید ثروت منافاتی هم ندارد.

در بحث گردشگری عناصر متعدد و مهمی دخالت دارند، حتماً یکی از این عناصر، بحث میزبانی به مثابه یک سیستم است که در قالب مهمانسراها یا هتل ها بروز و ظهور دارد. در سال های اخیر، شاهد ساخت یا نوسازی مهمانسراها در کشور خصوصاً در شهرهای زیارتی هستیم. سئوال مهم در اینجا این است که چرا مهمانسراهای ایرانی نباید رنگ و بوی اسلامی و ایرانی داشته باشند؟! آیا نمی توان مبتنی بر آیات و روایات یک الگو برای مهمانداری از مرحله طراحی و ساخت مهمانسراها تا مرحله فعال سازی و اداره آنها در نظرگرفت؟ از نظر من به این موضوع هم می توان رویکرد حداقلی داشت و هم رویکرد حداکثری؛ تلفیق این دو رویکرد هم امکان پذیر است. در بعضی جاها می توان همین سیستم مهمانداری موجود را به الگوی اسلامی نزدیک کرد و در مواردی هم می توان صفر تا صد کار را بر مبنای این الگو پیش برد. به حمدالله امروز در بین صاحبان صنعت هتل داری در ایران آمادگی برای هر دو رویکرد مشاهده می شود. خیلی از کسانی که در این زمینه کار می کنند متدین هستند و دغدغه اسلامی دارند و لذا می توان با کمک خود این افراد این حرکت را آغاز کرد. البته باید توجه داشت که ما می خواهیم الگوی میزبانی از بطن تعالیم اسلامی استخراج بشود نه اینکه یک چیز ذهنی و سلیقه ای را به اسلام نسبت بدهیم! البته عمده روایاتی که در موضوع میزبانی داریم، به طور طبیعی و متناسب با اقتضای تاریخی، به جنبه فردی میزبانی توجه داشته نه به جنبه سیستمی. بنابراین، در اینجا کار اجتهادی از سوی فقهای ذی صلاح ضروی است. فقط یک فقیه مجرب است که می تواند از بطن آیات و روایات نظر اسلام را در این زمینه استخراج کند. من برای نمونه روایاتی را انتخاب کرده ام که از باب آشنایی اجمالی شما با اهمیّت قضیه و تبرک جلسه، تعدادی از این روایات را خدمتتان می خوانم. مجدداً تاکید می کنم که از این روایات مستقیماً نمی توان به نظام میزبانی با روش های امروزی دست یافت بلکه باید از آنها به طور روشمند برای کشف نظام استنباط کرد. در اینجا ممکن است کسی به ما اشکال بکند که مهمانسراداری، امروز یک کسب و کار یا خرید خدمت است لذا شما چگونه می خواهید به این کار مثلاً رنگ احسان یا کرامت بدهید؟ در پاسخ عرض می کنیم که بله، قبول داریم که هتل داری خرید خدمت است و حق دو طرفه است، لکن ما که به سکولاریسم در حوزه کسب و کار اعتقادی نداریم؛ ما بر این باوریم که می توان در کسب و کار و تجارت احسان نیز کرد و از این طریق با نیت خالص به عبادت هم پرداخت؛ ایندو با هم منافات ندارد.

 پیامبر گرامی اسلام (ص) در اهمیت میزبانی در اسلام می فرمایند : «لایضیف الضیف الا کل مؤمن، و من مکارم الاخلاق قراء الضیف» یعنی از مهمان پذیرایی نمی کند، مگر آنکه مؤمن است. یعنی میزبانی در اسلام از خصوصیات مؤمن است. بعد هم می فرمایند، مهمان نوازی، از مکارم اخلاق است. در جای دیگر، رسول گرامی اسلام (ص) می فرمایند : «لا تزال امتی بخیر ما تحابوا و قرو الضیف» یعنی امت من همواره در خیر و خوبی اند تا زمانیکه یکدیگر را دوست بدارند و مهمان نواز باشند. در ارشاد القلوب نقل شده که روزی امیرالمؤمین علی (ع) گریه می کرد؛ سبب گریه را از حضرت سئوال کردند؛ امام (ع) در پاسخ فرمودند، هفت روز است که مهمانی بر ما وارد نشده است! نظیر این مطلب درباره حضرت ابراهیم (ع) هم وارد شده است و نشان از اهمیت فوق العاده مهمانداری نزد خداوند متعال است. ما در روایت داریم که میزبانی موجب افزایش رزق است؛ گناهان انسان را محو می کند؛ باب بهشت را به روی انسان باز می کند و متقابلاً باب دوزخ را به روی انسان می بندد. در روایات سفارش شده مهمان برای میزبان دعا کند چراکه این بهترین پاداش برای میزبان است. امام صادق (ع) می فرمایند، یکی از حقوق واجب مؤمن، این است که دعوتش پذیرفته شود. یعنی قضیه دو طرفه است. پیامبر گرامی اسلام(ص)  می فرمایند، از اخلاق پیامبران و مؤمنان راستین، این است که چون یکدیگر را می بینند، خوش رویی می نمایند و هرگاه به هم می رسند، دست می دهند. آنقدر موضوع درست میزبانی کردن در اسلام مهم است که امام صادق (ع) می فرمایند، هر کس گروهی را مهمان کند و از آنها بد پذیرایی کند، او از کسانی است که ستم کرده است! رسول گرامی اسلام (ص) می فرمایند، صاحب خانه قبل از دیگران می نوشد، و بعد از همه، دست هایش را می شوید. یا داریم که فرمودند، صاحب خانه روزه مستحبی نگیرد مگر با اجازه مهمان.

در خصوص پرهیز از تجملات در میزبانی نیز در روایات تاکیدات فراوانی داریم. پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند، نشانه احترام شخص به برادرش، این است که هدیه تقدیمی او را بپذیرد و از همان چیزی که آماده دارد، به او تقدیم کند، و خود را برای برادرش به سختی نیندازد. خود پیامبر(ص) می فرمایند، من اهل تکلف نیستم. امام کاظم (ع) می فرمایند، پیامبر خدا از خوردن ولیمه ای که به توانگران اختصاص می یابد و فقرا در آن جایی ندارند نهی فرمود. ملاحظه بفرمایید که تجمل گرایی در اسلام امری صد در صد مذموم است؛ آنوقت می آیند در مشهد مقدس و در جوار حرم رضوی (ع) برای زائران هتل هایی شبیه کاخ درست می کنند. چه اتفاقی افتاده که بعضی ها تا این حد از اسلام دور شده اند؟ توجه داشته باشید، چه در زیارت و چه در غیر زیارت، تجمل گرایی ممنوع است؛ اسلام دوست ندارد در موضوع گردشگری فاصله غنی و فقیر ایجاد شود.

به هرحال ما علاقه مندیم موضوع میزبانی به مثابه یک نظام مورد بحث و بررسی صاحب نظران قرار بگیرد و درباره آن تولید فکری شود. البته همانطور که عرض شد، بعضی امور به پژوهش چندانی نیاز ندارد. روشن است و می بایست در کوتاه مدت اجرا شود. اما بعضی امور که ما از آن به امور مبنایی تعبیر می کنیم نیازمند پژوهش و کار اجتهادی است و باید در انتظار به ثمر نشستن پژوهش ها بود.

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

نخستين هم‌انديشي “ميزباني در سبک زندگي اسلامي” در قم برگزار شد

untitledدر اين همايش كه صبح پنج شنبه با همکاري مشترک بنياد ارشاد و رفاه امام صادق(ع) و مرکز پژوهش‌هاي علوم انسانیِ اسلامي صدرا برگزار شد، تعدادي از صاحبنظران و انديشمندان در مورد ميزباني و اهميت آن به تبادل نظر پرداختند.

حسين لولاچيان، دبير نخستين هم انديشي ميزباني در سبك زندگي اسلامي در ابتداي اين مراسم اظهار كرد: در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري در حوزه تمدن سازي نوين اسلامي که بحث سبک زندگي اسلامي را مطرح کردند اين هم انديشي برگزار شد.

وي اين هم انديشي را گام نخست در راستاي تدوين اين الگو دانست و تصريح كرد: قرار شد مركزي براي سبك زندگي اسلامي ايجاد شود.

لولاچيان از راه اندازي دبيرخانه ميزباني در سبك زندگي اسلامي خبر داد و ابراز اميدواري كرد كه خروجي اين هم انديشي منجر به تدوين الگويي شود كه به كل جهان تسري يابد.

وي تاكيد كرد: اين الگو كه برگرفته از مباني ديني و اعتقادي تبيين و ترويج مي‌شود قطعا با اقبال جهاني مواجه خواهد شد.

تشريح 4 مرحله براي شكل گيري تمدن نوين اسلامي

حجت‌الاسلام والمسلمين رضا غلامي رئيس مركز پژوهش‌هاي علوم انسانيِ اسلامی صدرا نيز در اين هم انديشي اظهار كرد: مهم‌ترين هدف نظام جمهوري اسلامي زمينه سازي براي شكل گيري تمدن نوين اسلامي است.

وي تصريح كرد: مقام معظم رهبري 4 مرحله عمده را براي شكل گيري تمدن نوين اسلامي مطرح كردند كه شامل تشكيل انقلاب اسلامي، تشكيل نظام اسلامي، ايجاد دولت اسلامي و ايجاد جامعه و كشور اسلامي است.

حجت‌الاسلام غلامي با بيان اينكه تشكيل انقلاب اسلامي محقق شده و 34 سال از عمر پربركت آن گذشته است، اظهار كرد: نظام اسلامي هم هر چند كه تا نقطه مطلوب فاصله دارد ولي تشكيل شده است.

وي ادامه داد: براي تشكيل دولت مطلوب نيز گام‌هاي خوبي برداشته شده و اميدواريم گام ‌هاي بعدي براي تشكيل دولت مطلوب اسلامي برداشته شود.

به گفته غلامي طرح موضوع سبك زندگي اسلامي از سوي مقام معظم رهبري مي‌خواهد مقدمه‌اي باشد بر تشكيل جامعه و كشور اسلامي، و اگر بخواهيم جامعه مطلوب داشته باشيم بايد سبك زندگي اسلامي را در جامعه ساري و جاري كنيم.

رئيس مركز پژوهش‌هاي علوم انسانيِ اسلامی صدرا تصريح كرد: ما هم به دنبال پيشرفت همه جانبه و جهشي هستيم و مي‌خواهيم اين پيشرفت را بر اساس يك الگوي اسلامي تعريف كنيم، بنابراين اعتقاد داريم كه سبك زندگي اسلامي را بايد به شكل مناسب معرفي و ترويج كنيم و در گام بعد تلاش كنيم در جامعه جاري شود.

وي معتقد است كه سبك زندگي قلمرو بسيار وسيعي دارد كه همه اينها با هم ارتباط منطقي دارند، بنابراين بايد نگاه پازل‌وار به اين مسئله داشت.

 

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

انگیزه برگزاری کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی

congrrrrrrrrrrگفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانیِ اسلامی صدرا

برای آغاز، مایلیم بفرمایید حرف اصلی در تحول بنیادین در علوم انسانی و دست‌یابی به علوم انسانیِ اسلامی چیست؟ در واقع، انگیزه جناب‌عالی و همکارنتان از برگزاری کنگره بین‌المللی علوم انسانیِ اسلامی چیست؟

حرف اصلی ما درباره علوم انسانی این است که بیاییم بت‌هایی که روشنفکران غربگرا در دانشگاه‌ها برایمان ساخته‌اند و مجبورمان می‌کنند که دائماً به آنها سجده کنیم، بشکنیم و سپس قید و بندها را کنار بزنیم و آزادانه فکر کنیم. دست از این انحصارگرایی معرفت‌شناختی که به‌زور به ما تحمیل شده است برداریم. می‌گویند از باورهای دینی باید تقدس‌زدایی شود تا قابل چون و چرا باشد؛ ما می‌گوییم، هیچ‌گاه منعی برای چون و چرای مؤدبانه درباره عقاید دینی نبوده و نیست؛ اساساً فلسفه اسلامی یعنی چون و چرا درباره عقاید اسلامی؛ این شما روشنفکران هستید که تئوری‌های غربی را غیرقابل چون و چرا کرده‌اید و اجازه نمی‌دهید کسی در آنها شک کند و‌الا هیچ‌وقت عقاید اسلامی غیرقابل نقد نبوده است. به ما به‌خاطر دفاع عقلانی از اسلام دُگم و رادیکال می‌گویند اما خودشان اسم تعصب کورکورانه درباره اندیشه‌های غربی را روشنفکری می‌نامند. نباید تردید داشت که علوم انسانیِ سکولار قادر به پاسخگویی به مسائل اساسی انسان و جامعه انسانی نیست؛ نه مسائل انسان و جامعه انسانی را به درستی تشخیص می‌دهد و نه نسخه مناسبی برای این مسائل ارائه می‌کند. این موج نیهیلیسم که از نیم‌قرن قبل تا الان در غرب همچون غده سرطانی جامعه غربی را زمین‌گیر کرده به دلیل همین ناتوانی علوم انسانیِ سکولار در معنا بخشیدن و هدف‌مند کردن زندگی انسانهاست. باید توجه داشت که آنچه امروز غربی‌ها به آن رسیده‌اند سعادت واقعی نیست. اسلام مخالف رفاه دنیوی نیست. اسلام به‌هیچ‌وجه خواستار فقر برای مسلمانان نیست لذا برای پیشرفت، حرف جدی دارد. تفاوت بنیادین الگوی اسلامی پیشرفت با الگوهای غربی این است که هم دنیا را آباد می‌کند و هم آخرت را. این دنیا گذرگاه یا به عبارتی روشن‌تر، مزرعه آخرت است؛ قرار نیست انسان در آن تا ابد استقرار داشته باشد؛ لذا آن الگویی برای پیشرفت معقول است که هم برای دنیای ما حرف روشن داشته باشد و هم برای آخرتمان.

از نظر شما در الگوهای غربی هیچ نقطه قوتی برای بهره‌برداری نیست؟ اگر هست چگونه و با چه منطقی باید به سراغ استفاده از نقاط قوت غرب در پیشرفت رفت؟

کسی نمی‌گوید نقطه قوتی در الگوهای توسعه‌غربی وجود ندارد. از طرف دیگر، ما مخالف بهره‌برداری از نقاط قوت غرب نیستیم. اساساً دعب فرهنگ اسلامی همین است که اهل تعامل سازنده است و از نقاط قوت دیگران بهره می‌گیرد. اما لازمه استفاده از نقاط قوت دیگران، برخورداری از قوه نقد است. وقتی نقد نبود، تحمیق و تحمیل جای نقد را می‌گیرد. همانطور که عرض کردم، در دانشگاه‌های ما آن‌طور که باید نقد کردن را به دانشجو یاد نمی‌دهند. با این‌حال، چگونه می‌توان درباره داشته‌های دیگران دست به گزینش زد؟ مشکل روشنفکران غربگرا این است که نقد جدی را بر نمی‌تابند. در واقع، اگر نقد به نفعشان باشد، برایش کف و سوت می‌زنند، و اگر به سودشان نباشد، صحنه را به هم می‌زنند و با انواع برچسب‌ها به رقیب، آن را سرکوب می‌کنند. شما ملاحظه کنید، در این سال‌ها چه‌قدر روشنفکران حاضر به قبول دعوت مکرر متفکران انقلابی برای مناظره آزاد شده‌اند؟ آنها یا اساساً از مناظره فرار می‌کنند یا برای آن پیش شرط می‌گذارند. مثلاً می‌گویند فقط با فلانی یا فلانی حاضر به مناظره هستیم! چرا؟ چون از روبه‌رو شدن با آدم‌های قوی هراس دارند. در نقطه مقابل، ما از نقد و مناظره هیچ ترسی نداریم. آزادی فکری هیچ ضرری به اندیشه اسلامی نمی‌زند، بلکه بر عکس، آن را قوی و بانشاط می‌کند. متفکران انقلابی هیچ‌وقت مخالف آزادی بیان نبوده‌اند اما مخالف عوام‌فریبی بوده‌اند. اینکه عده‌ای بیایند با انگیزه‌های سیاسی برای افراد غیرمتخصص میتینگ برگزار کنند و انبوهی از شبهات عقیدتی را به فکر آنها تزریق کنند، هنر نیست. هنر این است که بیایند در محافل علمی حرف‌های خود را مستدل بزنند و جواب آن را هم بشنوند. از ابتدا بحث ما درباره غرب این بوده که بیاییم منصفانه و البته جامع‌نگرانه غرب را نقد کنیم. صریحاً بگوییم که غرب امروز در کجا ایستاده است و اگر به همین منوال جلو برود سرنوشت آن چیست؟ در گذشته اگر از زاویه کارآمدی غرب را به نقد می‌کشیدیم، گفته می‌شد شما واقع بین نیستید. اما الان که انواع بحران‌ها و جنبش‌های اعتراضی مثل جنبش وال‌استریت به راه افتاده و به قول معروف پرده از رُخ غرب کنار زده شده، باز می‌توانند بگویند واقع بین نیستیم؟ امروز نیازی نیست که ما اشکالات بنیادین غرب را بیان کنیم؛ خود غربی‌ها بهتر از ما این اشکالات را بیان می‌کنند.

اگر بخواهید چالش اصلی علوم انسانیِ سکولار را در شرایط امروز بیان کنید، این چالش چیست؟

به‌نظر من، در حال حاضر چالش اصلی علوم انسانی سکولار، پارادوکس‌های جدی‌ای است که بین نظر و عمل در غرب وجود دارد. برای مثال، دموکراسی خوب است اما زمانیکه نتیجه آن به نفع غرب باشد. بنابراین، اگر در بخش کوچکی از فلسطین اشغالی انتخابات آزاد برگزار شد و حماس رأی آورد، این انتخابات برای غربی‌ها قابل قبول نیست! درباره آزادی هم همین‌طور، یعنی آزادی تا زمانی قابل تحمل است که برای غربی‌ها نفع داشته باشد در غیراین‌صورت دیکتاتوری را به آزادی ترجیح می‌دهند. این پارادوکس‌ها، علوم انسانی غربی را بی‌آبرو کرده است. شما در قضیه اخیر مصر ملاحظه کردید؛ مرسی اشتباهات زیادی مرتکب شد اما باید توجه داشت که او در یک انتخابات آزاد از سوی مردم انتخاب شده بود؛ چگونه می‌شود که ارتش با چیزی شبیه کودتا او را به زور از قدرت برکنار و زندانی می‌کند و طرفداران مرسی را در خیابان و در موقع اقامه نماز جماعت به گلوله می‌بندد اما غربی‌ها نه تنها هیچ اعتراضی به ارتش و مخالفان مرسی نمی‌کنند، بلکه با آنها نهایت همراهی را هم دارند. در مسئله حقوق بشر هم قضیه همین است. امروز در بعضی کشورهای غربگرا در منطقه خودمان مثل بحرین، حتی الفبای حقوق بشر هم رعایت نمی‌شود اما هیچ عکس العملی از سوی غربی‌ها دیده نمی‌شود اما جمهوری اسلامی ایران دائماً به‌خاطر گزارش‌های دروغ عناصر ضدانقلاب یا به جرم رعایت احکام حقه اسلام تحت فشار است. واقعیت این است که علوم انسانی غربی با این شرایط کنار آمده و به توجیه‌گر این رفتارها تبدیل شده است. اینها حقایق تلخی است که نباید از کنارشان به راحتی عبور کرد.

تصور بعضی این است که تحول در علوم انسانی مساوی است با بعضی رفتارهای غیرعلمی و افراطی در دانشگاه‌ها؛ نظر جناب‌عالی درباره این تصور چیست؟

ما به هیچ وجه موافق تندروی در موضوع تحول در علوم انسانی نیستیم. بلکه معتقدیم باید در یک فضای علمی آزاد و با منطقی قوی، گام به گام به سمت تحول رفت. بعضی‌ها فکر می‌کنند، یک شبه و در اتاق‌های در بسته می‌توان علوم انسانی را متحول کرد و با بخشنامه آن را به دانشگاه ها قبولاند! خیر؛ اینگونه نیست. ما باید ابتدا از نقد عالمانه و روشمند شروع کنیم و سپس با مشارکت حداکثری اساتید به سمت تولید علم جدید حرکت کنیم. طبیعی است که در فرایند تولید علم اختلاف نظرهایی وجود دارد. وجود این اختلاف نظرها نعمت است. تا اختلاف نظر نباشد، رشد علمی اتفاق نمی‌افتد. تجربه چند سال کار در این زمینه، به ما می‌گوید که اکثر اساتید دانشگاه‌ها به اصل تحول بنیادین در علوم انسانی باور دارند. آنها ناکارآمدی علوم انسانیِ فعلی را کاملاً لمس می‌کنند و حاضرند در یک حرکت معقول و محترمانه برای تحول در علوم انسانی مشارکت داشته باشند. در این چند سال که موضوع برگزاری کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی در دستور کار ما قرار گرفته است، میزان استقبال اساتید برجسته دانشگاه فوق انتظار بوده است. البته طبیعی است که یک اقلیتی در دانشگاه ها هستند که نه تنها با این حرکت همراهی نمی کنند، بلکه با توسل به غوغاسالاری، و نفوذ در گلوگاه های مدیریتی، مانع از همراهی حداکثری اساتید نیز می شوند.

از چند سال پیش شورای عالی انقلاب فرهنگی مبادرت به راه اندازی شورای تخصصی تحول در علوم انسانی نموده است، ارزیابی شما از عملکرد این شورا چیست؟

شورای تحول در علوم انسانی که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی راه‌اندازی شده، شورای محترمی است؛ بنده برای همه اعضاء این شورا ارزش فراوان قائلم اما واقعیت این است که شورای تحول در علوم انسانی تا الان توفیقی در این زمینه نداشته است. بعد از چند سال برگزاری جلسات پی در پی، امروز آقایان علناً می‌گویند نمی‌فهمیم تحول در علوم انسانی یعنی چه! اگر نمی‌دانید تحول در علوم انسانی به چه معناست، پس چرا اجازه نمی‌دهید کسانی که می فهمند کارها را انجام دهند؟ خیلی جالب است که پیشنهاد تأسیس پژوهشگاه مطالعات راهبری برای علوم انسانی به شورای عالی انقلاب فرهنگی داده شده است. آیا حقیقتاً مشکل ما فقدان پژوهشگاه مطالعات راهبردی برای تحول در علوم انسانی است؟ این همه پژوهشگاه و مرکز تحقیقات داریم که از گروه مطالعات راهبردی نیز برخوردارند، چرا در این دو سال گذشته که دولت عمده بودجه‌های آنها را قطع کرده و این مراکز را زمین‌گیر کرده است، از آنها حمایت نشد؟ چرا از همین ها که بعضاً از ظرفیت‌های منحصربه‌فردی برای تولید علم بهره‌مندند برای تحول در علوم انسانی استفاده نمی‌شود؟ آیا ما امروز نمی‌دانیم که لازمه تحول در علوم انسانی چیست که می‌خواهیم برای پاسخ‌گویی به این سئوال یک پژوهشگاه جدید راه بینداریم؟ نهایتاً خروجی این پژوهشگاه می‌شود یک سند که برایش مراسم رونمایی می‌گیرم و بعد هم فکر می‌کنیم با تولید یک سند، علوم انسانی متحول شده است!

آیا خود شما درباره چگونگی تحول به یک جمع‌بندی روشن رسیده‌اید؟

نمی‌توانم عرض کنم به جمع‌بندی نهایی رسیده‌ایم اما صاحب اندیشه نسبتاً پخته‌ای در این زمینه هستیم. در کنگره علوم انسانی اسلامی مقالات معتنابهی از سوی کمیسیون‌های تخصصی و شورای علمی به تایید رسیده است که انشاءالله در آینده نزدیک منتشر می‌شود. بخشی از این مقالات به سئوال چگونگی تحول در علوم انسانی پاسخ‌های قوی ارائه داده‌اند. در گذشته هم در این زمینه کارهای فراوانی شده است. ما امروز درباره چگونگی تحول با ابهام چندانی روبه‌رو نیستیم. مسئله اصلی، فقدان اراده قوی در بین مسئولان امر، و مهیا نبودن لوازم و اقتضائات تحول است.

بعضی تصور می‌کنند، علوم انسانیِ اسلامی یعنی استفاده محض از معارف اسلامی در علوم انسانی؛ آیا این تصور را تایید می‌کنید؟

ساده‌اندیشی است اگر کسی تصور کند علوم انسانیِ اسلامی یعنی استفاده صرف از علوم نقلیِ دینی آن هم از صفر تا صد در تمامی رشته‌های علوم انسانی! ما برای علوم انسانیِ اسلامی یک فلسفه و متدلوژی مشخص داریم که بر اساس مکتب آزاداندیشی، نه تنها با انحصارگرایی در قبال منابع معرفت به جد مخالف است، بلکه باب بهره‌گیری منطقی از همه منابع معرفتی از جمله منبع وحی را باز می‌کند. توضیح علمی درباره این موضوع فراتر از ظرفیت یک مصاحبه است. تفصیل این بحث را می‌توانید در شماره‌های گوناگون فصلنامه صدرا و سایر منشورات مرکز پژوهش‌های علوم انسانیِ اسلامی صدرا ملاحظه بفرمایید.

فلسفه بین‌المللی شدن کنگره علوم انسانیِ اسلامی چه بوده است؟

حقیقت این است که ما در موضوع تحول در علوم انسانی تنها نیستیم. امروز تحول در علوم انسانی نه تنها در کشورهای اسلامی، بلکه در غرب نیز طرفدار دارد. سال گذشته که نخستین کنگره بین‌المللی علوم انسانیِ اسلامی برگزار شد، شاهد حضور اساتید برجسته‌ای از کشورهای مختلف بودیم که اگر نگویم از متفکران ایرانی در موضوع تحول جدی‌تر و مصمم‌تر نبودند، از ماها در این زمینه عقب‌تر نبودند. بعضی از این اساتید مسلمان هم نبودند اما به علوم انسانی رایج نقدهای اساسی داشتند و بخشی از این نقدها را در کنگره مطرح کردند. حتی انجمنی در مالزی تشکیل شده که منتقدین علوم انسانی غربی در آن جمع شده‌اند و هر سال با هم درباره تحول در علوم انسانی هم‌اندیشی می‌کنند. ما هم به این انجمن پیوسته‌ایم و بحث‌هایی را با اعضاء انجمن آغار کرده‌ایم. البته باید اذعان کرد که از جهت علمی، اندیشمندان ایرانی از همه جلوترند. ما به برکت انقلاب و به ویژه تقویت حوزه‌های علمیه، حرف‌های فراوانی داریم که به دلیل عدم همزبانی با بسیاری از متفکران دنیا- اعم از مسلمان و غیرمسلمان- این حرف‌ها از قلمرو فارسی زبان‌ها خارج نمی‌شود. در ترجمه هم ضعیف هستیم. به عبارت دیگر، هنور جریان ترجمه از زبان فارسی به زبان‌های رایج دنیا شکل نگرفته است. به‌هرحال باید توجه داشت که قضیه تحول در علوم انسانی روز به روز طرفداران بیشتری در دنیا پیدا می‌کند و بین‌المللی شدن کنگره علوم انسانی نیز از این باب است که بتوانیم با متفکران غیرایرانی تعامل علمی داشته باشیم.

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، آرمان وحدت حوزه و دانشگاه مطرح بوده است. در یکی-  دو دهه گذشته بحث اسلامی شدن دانشگاه ها هم اضافه شد، چه نسبتی بین وحدت حوزه و دانشگاه و اسلامی شدن دانشگاه‌ها با تحول بنیادین در علوم انسانی وجود دارد؟

مغز و گوهر موضوع وحدت حوزه و دانشگاه و یا اسلامی شدن دانشگاه‌ها، همین تحول بنیادین در علوم انسانی است. حوزه و دانشگاه قرار نیست با سمینارهای تشریفاتیِ سالانه با هم متحدد شوند؛ اتحاد حوزه و دانشگاه یک مسئله صد در صد محتوایی است. حوزه و دانشگاه می‌بایست در جهان‌بینی، و سپس در جهت‌گیری و متدلوژیِ علم با هم به وحدت نظر برسند. متأسفانه ما سال‌هاست که با چنین وحدتی فاصله داریم. مراکزی هم که رسماً برای پیگیری وحدت حوزه و دانشگاه ایجاد شدند نیز از مسیر اصلی خود منحرف شده‌اند و مشغول کار دیگری هستند. در ماجرای اسلامی شدن دانشگاه‌ها هم متأسفانه با بدفهمی روبرو بوده‌ایم؛ بعضی با تقلیل دادن اسلامی شدن دانشگاه‌ها به تفکیک جنسیتی و موضوعاتی از این قبیل، به این آرمان خیانت کردند. اسلامی شدن دانشگاه‌ها یعنی باز شدن چتر جهانی‌بینی و ارزش‌های اسلامی بر سر علوم و در رأس همه، علوم انسانی و اجتماعی. البته موضوع رعایت احکام شرعی و شکل‌گیری فضای اخلاقی و معنوی در دانشگاه‌ها هم مهم است لکن این فضا لزوماً با ایده‌هایی نظیر تفکیک جنسیتی و غیره به‌وجود نمی‌آید. ضمن آنکه باید توجه داشت، اگر تفکر به نحو طبیعی و فرایندی تغییر کرد، رعایت احکام و ارزش‌های اخلاقی در فضای دانشگاه‌ها به طریق اولی مورد توجه قرار می‌گیرد.

به‌نظر می‌رسد در کنگره بین‌المللی علوم انسانیِ اسلامی حضور فضلای حوزه‌های علمیه از اساتید دانشگاه‌ها پررنگ‌تر است، این را قبول دارید؟

بله قبول دارم. حوزه‌های علمیه در این موضوع پیشتازند. انتظار هم همین است. بحمدالله حوزه‌های علمیه به برکت انقلاب و هدایت‌ها و حمایت‌های رهبر بزرگوار انقلاب طی 15 سال اخیر با رشد جهشی روبرو بوده‌اند و روشن است که از استعداد بالایی برای تحول آفرینی در علوم انسانی موجود برخوردارند. واقعیت این است که مبانی و پایه‌های علوم انسانی جدید بدون نقش آفرینی علمی حوزه‌ها شکل نخواهد گرفت لذا به‌طور طبیعی فضلای فکور و دلسوز حوزه باید در این مرحله با تمام توان به صحنه بیایند. به‌نظر من، ما امروز تنها از سی درصد ظرفیت واقعی حوزه برای این امر استفاده می کنیم. ظرفیت حوزه در موضوع تحول در علوم انسانی خیلی بالاتر از این‌هاست. با این‌حال، هنر ما باید این باشد که گام به گام فضای گفت‌وگو و تعامل علمی میان اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه را گسترش دهیم.

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

ششمین جلسه شورای علمی دومین کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی برگزار شد

jalaseh_congress

در این جلسه که در تاریخ 10/4/92 در محل دفتر مرکزی مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا برگزار شد، ضمن ارائه گزارش وضعیت مقالات دریافتی و فرایند داوری آنها از سوی جناب آقای دکتر رفیعی آتانی، دبیر علمی کنگره، در خصوص روند پیشرفت فعالیت های دپارتمان بین الملل کنگره بحث و تبادل نظر گردید. در این جلسه توافق شد، آخرین مهلت دریافت مقالات سفارشی تاریخ 15/6/92 اعلام گردید.

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

دومین همایش ملی ارتقاء کیفیت آثار، محصولات و فعالیتهای فرهنگی برگزار میشود

ertegha

دومین همایش ملی ارتقاء کیفیت آثار، محصولات و فعالیتهای فرهنگی در مهرماه سال جاری (1392) با محوریت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مشارکت شماری از مراکز علمی و فرهنگی کشور برگزار میشود. فراخوان مقالات همایش مزبور که مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا نیز مشارکت دارد صادر شده و از طریق سایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به آدرس http://www.farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/17897/.aspx در دسترس علاقمندان می باشد.

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

سومین همایش ملی نظریه مردم سالاری دینی برگزار میشود

 

 

 

 

mardomsalariسومین همایش ملی نظریه مردم سالاری دینی با مدیریت معاونت مطالعات راهبردی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و مشارکت جمعی از مراکز پژوهشی حوزه و دانشگاه من جمله مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا مهرماه سال جاری برگزار میشود. برای اخد اطلاعات مربوط به این همایش به آدرس اینترنتی http://mmrn.ir/hamayesh/ مراجعه نمایید.

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

سخنرانی رئیس مرکز در نشست انقلاب اسلامی و فضای مجازی

سلاح ما امروز فکر و قلم ما است. چه در مبارزه فرهنگی از نوع تهاجمی که بهترین نوع مبارزه همین است، و چه در مبارزه فرهنگی از نوع تدافعی، می‌بایست از فکر و قلم خودمان به عنوان سلاح استفاده کنیم. البته مراد از قلم، شامل هر ابزاری است که بتواند در انتشار افکار به ما کمک کند.
گروه فرهنگی- اجتماعی برهان؛  متن حاضر، سخنرانی حجت‌الاسلام رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانیِ اسلامی صدرا در نشست انقلاب اسلامی و فضای مجازی، در دانشگاه تهران، مورخ 11/3/92 است که به مناسبت پنجاهمین سالگرد نهضت امام خمینی (ره) در جمع شماری از فعالان فضای مجازی ایراد شده است. گفتنی  است، این نشست به همت مجمع فعالان فضای مجازی (فرا) وکانون اندیشه جوان برگزار شد. نظر به اهمیت این سخنان، برهان متن کامل آن را منتشر می کند:
 
نهضت امام خمینی (ره) پس از گذشت نیم قرن بحمدالله همچنان پاینده و پیش برنده است. عوامل متعددی در این امر دخیلند. مهم ترین این عوامل، یکی حقانیت نهضت امام (ره) است. ما معتقدیم که حق ماندنی است و میرایی ندارد. «و ما عندالله باق»  فقط آنچه نزد خداست و خدایی است باقی است. البته ممکن است بتوانند طرفداران حق را به صورت ظاهری از بین ببرند، کما اینکه در طول تاریخ این کار مکرراً از سوی دشمنان حق صورت گرفته است، اما در هر شرایطی حق پابرجا خواهد ماند. در نقطه مقابل، باطل سرنوشتی جز زوال و نابودی ندارد.«انّ الباطل کان زهوقا» یعنی یقیناً باطل نابود شدنی است.
عامل دوم، نعمت عظیم ولایت فقیه و رهبری حکیمانه‌ی خمینی زمان است. تردیدی نیست که مقام معظم رهبری طی این 24 سال گذشته، نقش بی‌بدیلی را در پاسداری و تداوم نهضت امام (ره) ایفا نموده‌اند. عامل سوم، مردم وفادار ایران هستند. مردم ما به حق تا الان بر سر عهدی که با امام خود برای حفظ ارزش‌ها و آرمان‌های مقدس انقلاب بسته‌اند ایستاده‌اند و در این راه از هر نوع مجاهدت و ایثاری دریغ نکرده‌اند. شاید در طول تاریخ یعنی از صدر اسلام تا الان، نظیر چنین مردمی با این حد از بصیرت و وفاداری پیدا نشود. این سه عامل، مهم‌ترین عواملی هستند که با سپری شدن 50 سال از نهضت امام (ره) و با وجود اقسام دشمنی‌ها، همچنان این نهضت زنده و بانشاط است و انشاءالله تا ظهور امام زمان (عج) با قوت استمرار خواهد یافت. البته این مطلب را باید در پرانتز عرض کنم که در طول این 24 سالی که از رحلت امام گذشته است، بعضی از کسانی که با نسبت تراشی‌های گوناگون، خود را به امام چسبانده‌اند و از این طریق برای خود موقعیتی در بین مردم دست و پا کرده‌اند، بیشترین خیانت را به راه امام کرده‌اند. اثبات این حرف کار دشواری نیست، کافی است اگر کسی می‌خواهد با ابعاد این خیانت آشنا شود، مواضع و اعمال این افراد را با بیانات امام (ره) که در صحیفه نور تجمیع شده و یا حتی فقط با وصیت‌نامه سیاسی- الهی امام (ره) مقایسه کند، آن وقت متوجه می‌شود که چه اتفاقی افتاده است. البته مردم ما به لطف الهی هوشیارند. خود امام هم با فرمایشات گوناگون هوشیاری مردم را در این زمینه افزایش داده‌اند. این جمله از امام (ره) معروف است که ملاک حال فعلی افراد است. اینکه فلان فرد در گذشته سابقه مهمی داشته و حتی امام (ره) از او تجلیل کرده، دلیل نمی‌شود تا چشمان‌مان را بر روی گفتار و رفتار او که به روشنی در تعارض با دیدگاه‌های امام (ره) است ببندیم. امام می‌فرمایند: «در اسلام، معیار رضایت خداست و نه شخصیت‌ها، ما شخصیت‌ها را با حق می‌سنجیم و نه حق را با شخصیت‌ها؛ معیار، حق و حقیقت است.»
شکل‌گیری جهانی شدنِ اسلامی قبل از ظهور منجی عالم بشریت (ارواحنا فداه) با محوریت انقلاب اسلامی و از باب مقدمه‌سازی، جزو اهداف مبنایی نهضت امام است. چه اینکه قیام امام زمان (عج) از حیث زمانی متصل به انقلاب اسلامی باشد که طبعاً آرزوی قلبی همه ما همین است و چه اینکه از حیث زمانی قرن‌ها با انقلاب اسلامی فاصله داشته باشد.
موضوع بحث بنده در این نشست، رسالت جهانی نهضت امام (ره) و انقلاب اسلامی است و اجازه می‌خواهم بعد از این مقدمه، به طور فشرده مطالبی را خدمتتان عرض می‌کنم:
اول اینکه، نهضت امام و به تبع آن، انقلاب اسلامی، از ابتدا با اتکاء به رویکرد اسلامی، برای خود یک رسالت جهانی قائل بوده است و از بیان این رسالت با صدای بلند و رسا هیچ ابایی نداشته است. امام می‌فرمایند : «من بارها گفته‌ام تا قطع تمام وابستگی‌ها به تمام ابرقدرت های شرق و غرب، مبارزات آشتی‌ناپذیرانه ملت ما علیه مستکبرین ادامه دارد. ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم، چراکه انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.» همانطور که ملاحظه می‌کنید، رسالت جهانی انقلاب، و نقطه کانونی آن یعنی مبارزه با نظام استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، جزو محکمات نهضت امام است و آن‌قدر این مطلب در فرمایشات ایشان فراوان و روشن است که نمی‌توان هیچ تردیدی درباره آن داشت. باز برای نمونه، امام در سال 67 یعنی یکسال پیش از ارتحالشان می‌فرمایند : « ما بر سر آنیم که پرچم لا اله الا الله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم؛ پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی‌ام و ای نیروهای مردمی، هرگز از دست دادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که این‌ها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت.» این هدف چیست که حتی بازپس‌گرفتن مناطق اشغالی از دشمن، در برابر آن به اندازه نسبت دنیای فانی به زندگی جاودانه انسان در آخرت بی قدر و قیمت است؟ این همان رسالت جهانی انقلاب است که از امام در این فرمایش و در فرمایشات دیگر، به صراحت از آن به جهانی شدن اسلام تعبیر نموده‌اند.
البته باید توجه داشته باشیم که اسلام و انقلاب اسلامی در وهله اول با کسی جنگی ندارد. هیچ کس نمی‌تواند مسلمانان را به جنگ طلبی متهم کند. اساس اسلام صلح است و اصولاً بعثت پیامبر اعظم (ص) برای این بوده که صلح دائمی و حقیقی در جهان حاکم شود. امام بیان روشنی در این زمینه دارند می‌فرمایند : «ما صلح می‌خواهیم. ما با همه مردم دنیا صلح می‌خواهیم باشیم. ما می‌خواهیم با همه دنیا مسالمت داشته باشیم، ما می‌خواهیم در بین مردم دنیا زندگی کنیم، لکن آنها نمی‌گذارند… ما اسلام را می‌خواهیم، اسلام را نگه دارید تا از همه شرهای شرق و غرب نجات پیدا کنید.» پس از نظر امام، این مستکبرین جهان هستند که با جنایت‌های نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود زمینه دست‌یابی به صلح پایدار را به کلی از بین برده‌اند و با گردن کلفتی تمام، به اقدامات ضدبشری و وحشیانه خود ادامه می‌دهند و در این صورت روشن است که دست‌یابی به صلح حقیقی تنها در گرو مبارزه سرسختانه با آنهاست. بنابراین امام می‌فرمایند : « امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده است.» یا در جای دیگر که خطاب به مسلمانان جهان می‌فرمایند: «مسلمانان تمامی کشورهای جهان! از آنجا که شما در سلطه بیگانگان، گرفتار مرگ تدریجی شده‌اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید و از وجود جوانان پرشور و شهادت‌طلبی که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نمایید. به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمن اسلام باشید که عزت و صیانت در سایه مبارزه است.» در واقع از منظر امام، کسانی که امروز ما را به تواضع و سکوت در برابر قدرت‌های سلطه‌گر دعوت می کنند، ما را به تن دادن به اسارت و بردگی، به ذلت و خواری و به نادیده گرفتن حقوق قطعی‌مان دعوت می کنند؛ لذا امام با قاطعیت می‌فرمایند: «شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرد و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرت‌ها و عمّال سرسپرده آنها نترسید.» از دیدگاه امام، این مبارزه عظیم و تاریخی یک دژ مستحکم دارد و آن دژ نظام مقدس جمهوری اسلامی است؛ لذا می‌فرمایند: «مسلمانان جهان با همراهی نظام جمهوری اسلامی ایران عزم خود را جزم کنند تا دندان‌های آمریکا را در دهانش خرد کنند و نظاره‌گر شکوفایی گل آزادی و توحید و امامت جهانی نبی اکرم (ص) باشند.» در این بیانات روشن است که عزتمندی مشروط به مبارزه شده است. در واقع، عزت با تسلیم و انفعال در برابر زورگویی‌ها قابل جمع نیست. در این روزها، یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری خطاب به ایرانیان خارج از کشور گفته بود من با از بین بردن خصومت و محترم شمردن حق کدخدای جهان یعنی آمریکا، عزت را به گذرنامه‌های ایرانی برمی‌گردانم! خوب روشن است، این عزتی که این آقا از آن نام می‌برد ذلت است. اتفاقاً گذرنامه ایرانی امروز در بین کشورها و ملت‌های آزاده در اوج عزت است و البته طبیعی است که قدرت‌های سلطه‌گر از ملت ایران به خاطر پافشاری بر روی حقوق خود عصبانی‌اند و این عصبانیت غربگراهای ایرانی و کسانی که غرب را قبله خود انتخاب کرده‌اند را آزار می‌دهد!
سلاح ما امروز فکر و قلم ما است. چه در مبارزه فرهنگی از نوع تهاجمی که بهترین نوع مبارزه همین است، و چه در مبارزه فرهنگی از نوع تدافعی، می‌بایست از فکر و قلم خودمان به عنوان سلاح استفاده کنیم. البته مراد از قلم، شامل هر ابزاری است که بتواند در انتشار افکار به ما کمک کند و طبعاً رسانه‌های صوتی و تصویری و به خصوص رسانه‌های تحت شبکه اینترنت، از مهم‌ترین ابزارهایی است که امروز در اختیار ماست و مسیر را برای انجام مأموریت جهانی نیروهای انقلاب به شدت هموار کرده است.

 

دومین مطلب اینکه، شکل‌گیری جهانی شدنِ اسلامی قبل از ظهور منجی عالم بشریت (ارواحنا فداه) با محوریت انقلاب اسلامی و از باب مقدمه‌سازی، جزو اهداف مبنایی نهضت امام است. چه اینکه قیام امام زمان (عج) از حیث زمانی متصل به انقلاب اسلامی باشد که طبعاً آرزوی قلبی همه ما همین است و چه اینکه از حیث زمانی قرن‌ها با انقلاب اسلامی فاصله داشته باشد. در هر صورت ما بر اساس وظیفه اسلامی خود موظفیم اسلام را در همه‌ی جهان گسترش دهیم. امام (ره) در این زمینه بیان زیبایی دارند که می‌فرمایند : « جمهوری اسلامی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمان‌های مقدس و الهی خود دست بردارد. انشاء الله مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه‌ها نگه داشته و شعله‌های ستم‌سوز آن را علیه شوروی جنایتکار و آمریکای جهان‌خوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ، پرچم اسلام ناب محمدی (ص) بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند.» اینکه امام (ره) در فرمایش خودشان می‌فرمایند تا مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند، اشاره به وعده الهی است که می‌فرماید: «و نرید أنّ نمن علی الذین استضعفوا فی‌الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین». این در حقیقت تصویری از دوران ظهور حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است که امام (ره) به دلیل اتصال طولی‌ای که میان انقلاب اسلامی و قیام قائم آل محمد (ع) قائل بوده‌اند، مقصد انقلاب اسلامی با مقصد قیام حضرت مهدی (عج) را یکسان بیان کرده‌اند.
در اینجا باید مطلبی را در پرانتز عرض کنم و آن تفاوت مبنایی اعتقاد ما به رسالت جهانی انقلاب، با اعتقاد منحرفینی است که امروز در کشور با اتکاء به توهمات خود و یکسری اباطیل، دم از ارتباط با امام زمان (ع) و مدیریت جهانی می‌زنند! ما بر خلاف آنها که به قول خودشان از اسلام عبور کرده‌اند، محکم پای اسلام ایستاده‌ایم، لذا در اندیشه جهانی شدن اسلامی که بنده در اینجا با اشاره به فرمایشات امام راحل (ره) مختصراً درباره آن توضیحاتی را عرض کردم، هیچ ردپایی از رویکردهای پلورالیستی که انحرافیون به آن تن داده‌اند و یا نگاه سکولاریستی که از توابع غیرقابل انکار پلورالیسم دینی است، مشاهده نمی‌کنید. البته آنچه منحرفین در این سالها در این عرصه مطرح کردند، سست پایه‌تر و توخالی‌تر از این است که لازم باشد به آن پاسخ علمی داد.
رسالت جهانی انقلاب، و نقطه کانونی آن یعنی مبارزه با نظام استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، جزو محکمات نهضت امام است و آن‌قدر این مطلب در فرمایشات ایشان فراوان و روشن است که نمی‌توان هیچ تردیدی درباره آن داشت.
مطلب سوم اینکه، مهم ترین وظیفه ما در شرایط کنونی، مبارزه‌ی فرهنگی است. در حقیقت، سلاح ما امروز فکر و قلم ما است. چه در مبارزه فرهنگی از نوع تهاجمی که بهترین نوع مبارزه همین است، و چه در مبارزه فرهنگی از نوع تدافعی، می‌بایست از فکر و قلم خودمان به عنوان سلاح استفاده کنیم. البته مراد از قلم، شامل هر ابزاری است که بتواند در انتشار افکار به ما کمک کند و طبعاً رسانه‌های صوتی و تصویری و به خصوص رسانه‌های تحت شبکه اینترنت، از مهم‌ترین ابزارهایی است که امروز در اختیار ماست و مسیر را برای انجام مأموریت جهانی نیروهای انقلاب به شدت هموار کرده است. در این زمینه، توجه به چند مطلب ضروری است : یکی آنکه، مهم‌ترین هدف ما در شکل‌دهی کامل به جهانی شدن اسلامی، به تبع رسالت انبیای الهی (ص)، انسان‌سازی و فراهم‌سازی زمینه برای رشد و تعالی انسان است؛ امام (ره) در این زمینه می‌فرمایند : « قرآن کریم که در رأس تمام مکاتب و تمام کتب است، حتی سایر کتب الهیه آمده است که انسان را بسازد. انسان بالقوه را، انسان بالفعل و موجودِ بالفعل کند. تمام دعوت انبیاء هم، حسب اختلاف مراتب، برای همین معناست که انسان را انسان کند.» امروز مردم دنیا برای خروج از مرداب فکری- فرهنگی‌ای که غرب و تفکر الحادی برای آنها بوجود آورده است و هر روز در آن بیشتر فرو می‌روند، لحظه شماری می‌کنند.
امام تجربه خودشان در این زمینه را در کتاب ولایت فقیه این‌گونه ذکر می‌کنند هر چند باید توجه داشت که امروز وضع ده‌ها برابر نسبت به آن زمان بهتر است. ایشان می‌فرمایند : « اگر اسلام را معرفی نمایید و جهان بینی و اصول و احکام و نظام اجتماعی اسلام را به مردم بشناسانید، با اشتیاق کامل از آن استقبال می‌کنند. خدا می‌داند که خواستاران آن بسیارند. من تجربه کرده‌ام وقتی کلمه‌ای القاء می‌شد موجی در مردم ایجاد می‌گردید.» از طرف دیگر، ما اگر به دنبال جهانی شدن اسلام هستیم، راه ما از راه قدرت‌های سلطه‌گر غربی در جهانی‌سازی جداست چنانکه امام به صراحت می‌فرمایند اسلام به دنبال حکومت بر قلوب است؛ ایشان تاکید دارند که «حکومت بر قلوب، یک حکومت شیرین است. بر خلاف حکومت بر ابدان که قلوب با آنها نباشد. حکومت این کشور (یعنی جمهوری اسلامی ایران) حکومت بر ابدان نیست. حکومت بر قلوب است، قلوب مردم با کسانی که در این کشور حکومت می‌کنند همراه است.»
واقعیت این است که از نظر ما هدف وسیله را به هیچ وجه توجیه نمی‌کند. ما بر خلاف سلطه‌گران غربی و دست پرورده‌های سرویس‌های جاسوسی غرب، یعنی سلفی‌های مزدور و جنایتکار، به دنبال استفاده از هر وسیله‌ای، ولو غیرشرعی و غیراخلاقی برای گسترش اسلام و انقلاب در جهان نیستیم و این خود یکی از جاذبه‌های مهم حرکت ناب اسلامی است. امام (ره) در بیان منطق اسلام صراحتاً می‌فرمایند که « نه ظلم می‌کنیم و نه تحت ظلم واقع می‌شویم» در کار فرهنگی هم همین‌گونه است. در این کار هم باید مراقب باشیم که حتی به دشمن ظلم نشود؛ این خواست اسلام است و ما باید به خواست اسلام عمل کنیم. در نقطه مقابل، تحت ظلم هم واقع نمی‌شویم و برای احقاق حقوق انسانی خود مطابق حکم عقل و شرع مبارزه می‌کنیم.
نکته‌ی دیگر اینکه، وقتی امروز صحبت از کار فرهنگی می‌شود، منظور آن فرهنگی است که در بطن آن گوهر مبارزه نهفته باشد. کار فرهنگی خنثی و یکی به نعل و یکی به میخ فایده‌ای ندارد. برای نمونه امام (ره) درباره‌ی کار هنری بیانی دارند که حقیقتاً زیباست و باید سرلوحه‌ی فعالیت‌های نیروهای انقلابی قرار بگیرد. ایشان در پیامی که در تجلیل از هنرمندان متعهد در سال 1367 صادر نموده بودند می‌فرمایند : «هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد و در یک کلمه، اسلام آمریکایی باشد. هنر در جایگاه واقعی خود، تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می‌برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان‌خواران شرق و غرب و در رأس آنان آمریکا و شوروی را بیاموزد.» بنا بر آنچه امام (ره) درباره‌ی رسالت هنرمندان انقلابی بیان نمودند، حقیقتاً خیلی از هنرمندان مدعی انقلابی‌گری یا مراکز هنری وابسته به نظام باید بر روی عملکرد خود تأمل کنند و ببینند چقدر کارهایشان با مأموریتی که امام به وضوح برایشان ترسیم کرده است انطباق دارد.
نکته‌ی دیگری که در این جا باید به آن بپردازیم، مرتبط با فرصت طلایی است که فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در جهت تحقق رسالت جهانی انقلاب برای ما ایجاد کرده‌اند. اینکه این فناوری‌ها ذاتاً اشکالاتی دارند در جای خود درست است و بنده به آن در کتاب «اسلام و جهانی شدن» پرداخته‌ام، لکن بر این باورم که علی رغم این اشکالات، ما می‌توانیم از این امکانات به نفع رسالت خودمان حداکثر بهره را ببریم. به نظر می‌رسد اصحاب این حوزه، یعنی فعالان فضای مجازی که در این نشست حضور دارند چند کار بزرگ را باید در دستور کارشان قرار دهند:
یکم، مبارزه با سانسور؛ امروز سانسور به یک قاعده تبدیل شده است. قدرت‌های سلطه‌گر که بر رسانه‌های عظیم دنیا کاملاً اشراف دارند، هر خبر و اطلاعاتی را که به نفعشان نباشد را با بی‌شرمی تمام سانسور می‌کنند. در همین قضیه دردناک بحرین، ببینید چگونه جنایات آل‌خلیفه و آل‌سعود را سانسور می‌کنند، اما اگر یک حادثه‌ی کوچک در نقطه‌ای از دنیا اتفاق بیفتد و نفعشان در بیان آن باشد، چگونه آن را در بوق و کرنا می‌کنند! در نقطه‌ی مقابل، ما باید یک جنبش ضدسانسور به راه بیاندازیم و دست به افشاگری بزنیم.
دوم، مبارزه با تحریف واقعیت‌های مسلم. در طول این سال‌ها هر چه توانسته‌اند واقعیت‌ها را وارونه به مردم نشان داده‌اند. باید این جریان غالب در رسانه‌ها به ویژه فضای مجازی، عوض شود.
سوم، روشنگری درباره‌ی حقایق حاکم بر جهان. باید مردم جهان را با طرح سؤالات اساسی و طرح چراهای بسیار، متوجه حقایقی کرد که سعادت و شقاوت آنها در گرو فهم عمیق این حقایق است.
چهارم، رفع آلودگی‌های حیوانی از فضای مجازی به ویژه مفاسد زاییده از فرهنگ منحط غرب برای برگرداندن قوه عاقله به انسان‌ها در جهت فهم حقیقت است. تا زمانی که بشر را در حالت مستی قرار بدهند، می‌توانند به هر باطلی لباس حق بپوشانند.
پنجم، متحد کردن تشکل‌های مردمی در فضای مجازی در قالب شبکه‌های عظیم در اقصی نقاط جهان برای یک مبارزه همه‌جانبه علیه نظام استکبار جهانی. واقعیت این است که یک دست صدا ندارد. باید همه کسانی را که در این زمینه آماده مبارزه هستند را به میدان آورد و دست به یک کار متشکل و هماهنگ زد.
امروز پیشرفت ما بر اساس یک الگوی اسلامی- ایرانی نه یک الگوی غربی، خود در نفوذ کلام و اثرگذاری مبارزه فکری- فرهنگی ما نقش بسزایی دارد. اگر در الگوسازی تعلل کردیم و به همین الگوهای رایج غربی تن دادیم، که همه گرفتاری‌های بشر از همین الگوهاست، و یا اگر با بی‌عرضگی و ضعف مدیریت، کشور را عملاً به قله‌های پیشرفت نرساندیم، مطمئناً نفود کلام خود را در دنیا از دست خواهیم داد.

 

مطلب چهارمی که می‌خواهم عرض کنم این است که قطعاً کسانی هستند که مثل گذشته، امروز هم می‌خواهند ما را از مبارزه منصرف کنند و یا حرکت انقلابی ما را تندروی و ماجراجویی معرفی کنند لکن این وصیت امام است که برایمان تعیین‌کننده است. امام می‌فرمایند: «باید هشیار، بیدار و مراقب باشید که سیاست بازانِ پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی، شما را به سوی چپاولگران بین‌المللی نکشانند و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود، به رفع وابستگی‌ها قیام کنید.» امام (ره) دو نکته اساسی دیگر را هم به ما گوشزد می‌کنند. یکی اینکه از هیاهو، جنجال و تهدیدهای قدرت‌های سلطه‌گر ترسی نداشته باشیم و دیگر اینکه مراقب باشیم هرکجا دشمن از ما تعریف کرد بدانیم در آنجا مرتکب اشتباه شده‌ایم و به فکر اصلاح خودمان باشیم. امام در جمع فقها و حقوقدانان شورای نگهبان می‌فرمایند: «هیچ سستی نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو و یا دولت خارجی چه می‌گوید. رادیوها به ما فحش بدهند. آن روزی را که آمریکا از ما تعریف بکند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند، معلوم می‌شود در ما اشکالی پیدا شده است. آنها باید به ما فحش بدهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم.» در حقیقت امام (ره) در این بیان مهم، به ما یک شاخص کلیدی برای شناخت دوست از دشمن، شناخت آدم‌های درست از آدم‌های فریب خورده یا راه صحیح از راه انحرافی معرفی کرده‌اند و آن شاخص، عکس‌العملی است که دشمنان اسلام به گفتار و عمل افراد نشان می‌دهند. اگر آنها از گفتار و عمل عده‌ای خوششان آمد و برای آنها کف و سوت زدند، باید دانست که ریگی در کفش این افراد است. جای تعجب است که چگونه می‌شود دشمن این روزها با صدای بلند برای عده‌ای هورا می‌کشد و رسانه‌های خود را با همه توان در خدمت این افراد می‌گذارد اما باز آنها بیدار نمی‌شوند! نه خودشان بیدار می‌شوند و نه کسانی که لجوجانه از آنها جانبداری می‌کنند بیدار می‌شوند! امام (ره) ریشه ترس از دشمن و انفعال و وادادگی در برابر قدرت‌های سلطه‌گر را دنیازدگی و دلبستگی‌های مادی بیان می‌کنند و می‌فرمایند: «اگر بخواهید بی‌خوف و بی‌هراس، در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح‌های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان، در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت‌های بزرگ برای ملت‌های خود کرده‌اند اکثراً ساده‌زیست و بی‌علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند.»
مطلب پنجم و آخر بنده این است که علی‌رغم اهمیت فوق‌العاده اندیشه مبارزه‌ی جهانی با نظام ظلم و کفر، برخورداری از این اندیشه و کار میدانی برای عرضه آن به دنیا، شرط لازم، اما کافی نیست. ما در نظام جمهوری اسلامی ایران که امروز به قرارگاه مرکزی مبارزه علیه جبهه مستکبرین جهان تبدیل شده است، باید به یک واقعیت روشن توجه داشته باشیم که امروز پیشرفت ما بر اساس یک الگوی اسلامی- ایرانی نه یک الگوی غربی، خود در نفوذ کلام و اثرگذاری مبارزه فکری- فرهنگی ما نقش بسزایی دارد. اگر در الگوسازی تعلل کردیم و به همین الگوهای رایج غربی تن دادیم، که همه گرفتاری‌های بشر از همین الگوهاست، و یا اگر با بی‌عرضگی و ضعف مدیریت، کشور را عملاً به قله‌های پیشرفت نرساندیم، مطمئناً نفود کلام خود را در دنیا از دست خواهیم داد. البته ما در این 34 سال با وجود همه فشارها و دشمنی‌ها کارنامه‌ی درخشانی برای ارائه به دنیا داریم، اما این کافی نیست. باید کسانی در رأس قوه مجریه کشور قرار بگیرند که علاوه بر داشتن تفکرات ناب اسلامی و شجاعت بالا برای مبارزه، از قدرت لازم برای تداوم پیشرفت کشور و جهشی کردن این پیشرفت بهره‌مند باشند. البته پیشرفت و مبارزه با یکدیگر رابطه متقابل دارند، چراکه پیشرفت حقیقی جز با خوداتکایی و رفع وابستگی‌ها و احقاق حقوق حقه ملت میسر نیست، اما نقش مدیریت و روحیه استفاده از خرد جمعی در جای خود بسیار مهم است.
یکی از توصیه‌های امام (ره) به امثال ما، مقابله دائمی با سکون و سکوت و پابرجا داشتن شور و حال انقلابی است. باید مراقب باشیم دچار رخوت، تنبلی و بی‌تفاوتی نشویم. شکر نعمت انقلاب را باید با عمل فراوان به جا آورد. روحیه انقلابی داشتن هم شرط موفقیت است. بعضی ها امروز ما را به کنار گذاشتن روحیه انقلابی ترغیب می کنند و می‌گویند دیگر تاریخ روحیه انقلابی داشتن گذشته است. ما به این افراد می‌گوییم که اتفاقاً این روحیه انقلابی است که تا الان نظام اسلامی را به جلو برده است و روزی که این روحیه در ما نباشد باید فاتحه‌ی انقلاب را خواند و خدا نیاورد روزی را که ما زنده باشیم و خبری از حقیقت انقلاب نباشد!

انشاءالله خداوند متعال به همه ما کمک کند تا بتوانیم در استمرار نهضت امام (ره) که این روزها مصادف با پنجاهمین سالگشت آن است به تکالیف الهی و انقلابی خود عمل کنیم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.(*)

 

به نقل از گروه فرهنگی-اجتماعی برهان /انتهای متن/

گزارش تصویری

دسته‌ها
اخبار همایش و نشست

نخستین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی

نخستین نشست خبری کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی با حضور حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی رئیس شورای سیاست گذاری کنگره، عطاء الله رفیعی آتانی دبیر کنگره و خبرنگارانی از خبرگزاری‌های مختلف کشور و … برگزار شد. در این نشست که در مرکز پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی صدرا برگزار شد، عطا‌ء‌الله رفیعی آناتی اظهار داشت: ضرورت بحث تحول علوم انسانی از روزهای آغازین انقلاب اسلامی آغاز شده است و اسلامی‌سازی علوم دغدغه اصلی نظام اسلامی بوده است و دانشگاهیان آغازگر این گام و روند دست‌یابی به بومی‌سازی علوم انسانی بودند. وی گفت: از جمله مباحث مربوط به تحول علوم انسانی که بعد از انقلاب مطرح شد بومی‌سازی علوم انسانی و وحدت حوزه و دانشگاه است یکی از ویژگی‎های تحول علوم انسانی این است که تجربه علمی که تابه‎حال بعد از انقلاب اسلامی در زمینه تحول علوم اسلامی حاصل شده است مورد ارزیابی قرار گرفته و نکات قوت آن برجسته‌ و تئوریزه شود. رفیعی ادامه داد: اسلامی‌سازی علوم انسانی تنها مختص به ایران نیست و دانشگاه‌های بزرگ جهان اسلام از جمله دانشگاه مالزی مسئله تحول علوم انسانی اسلامی را آغاز کرده‌اند و در دانشگاه اروپایی نیز دانشجویان مسلمان مقالات متعدد و تزهای مقاطع دکترای خود را راجع به تحول علوم انسانی اسلامی ارائه می‌دهند اما انقلاب اسلامی با عنوان ام‌القرای جهان اسلام نقش برجسته‌ای در اسلامی‌سازی علوم انسانی دارد. وی گفت: واقعیت این است انسان با عنوان موضوع علوم انسانی مفروض اصلی بحث تحول انسانی است؛ علوم انسانی اسلامی در پی آن است انسانی را که خدا خالق آن بوده است، بهتر بشناسد انسان فقط محدود به تجربه نیست و علوم انسانی غربی به علت اینکه انسان را محدود به تجربه کرده است قادر به شناخت انسان نیست. دبیر نخستین «کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی» گفت: بیش از یک میلیارد انسان محصول تمدن اسلامی هستند و غربی‌ها قادر به شناخت بسیاری از تحولات جامعه اسلامی نیستند و اساساً علوم غربی ظرفیت شناخت انسان را ندارد. وی ادامه داد: با استفاده از علوم انسانی غربی رایج نمی‌توانیم به مقاصدی که اسلام برای انسان در نظر گرفته است برسیم برای اینکه علوم انسانی غربی برای دست‌یابی مقاصد غربی طراحی شده است و اگر این علوم را به‎کار بریم باید مقاصد خود را تغییر دهیم. رفیعی گفت: ۹ کمیسیون برای نخستین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی در نظر گرفتیم و تلاش ما این است که هر کمیسیون در یکی از مراکز علمی شروع به کار کند که این نوع کمیسیون شامل؛ نقد علوم انسانی رایج و متداول، فلسفه و روش‌شناسی علوم انسانی، طرح نظریات اسلامی برجسته در علوم انسانی، کاربردی سازی علوم انسانی، آسیب‌شناسی علوم انسانی، رابطه علوم انسانی با موضوع پیشرفت علوم انسانی، رویکردهای رایج به علوم انسانی در جهان معاصر می‌شود. وی در پایان خاطرنشان کرد: علاقه‎مندان جهت ارسال اصل چکیده مقالات تا ۳۰ مهر ماه فرصت دارند و باید به سه زبان عربی، فارسی و انگلیسی نوشته شود و ارسال اصل مقالات حداکثر تا تاریخ ۱۵ بهمن ماه، زمان برگزاری کنگره بهار سال ۱۳۹۱ خواهد بود.